خدای مهربانم





سلام خوش اومدید






فقط بدانیم که حجاب به خودی خود هیچ است و حتی آن هیچ هم نیست ...
هرچه هست از عفاف است ...
تا کسی درونش عفیف نباشد بیرونش محجوب نمی شود ... همین ...

تو اين دوره زمونه هر كي با يه چيزي حال مي كنه...
ازش كه مي پرسم ميگه حافظ...چاي تو قوري لعابي...زير لحاف كرسي...
بهش ميگم يه شعر از حافظ بخون...
انگار ميخواد استخاره بگيره...
با هزار زحمت عينك ذره بينيشو رودماغش تنظيم ميكنه...
چار پنج تا به به ميكنه...
به اينجاش كه ميرسه:تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز...
بهش ميگم حائل يعني چي ...
ميگه چاييتو بخور...به به عجب شعري بود...
و من دلم به حال حافظ مي سوزه...به حال او بيشتر...
اون يكي ميگه من متال گوش ميكنم...
عاشق فيلماي جان كري ام...
حالمم از دوغ بهم ميخوره...
بهش ميگم منظورت جيم كريه ديگه؟...
اصرار در اصرار كه نه بابا جيم كري يكي ديگه است...
ميگفت تو ان بي اي توپ ميزنه...
ديگه ازش نپرسيدم متاليكا رو ميشناسي؟
يهو دلم هواي دوغ كرد...
كناريش رو به زور به حرف كشيدم...
سه كلمه بيشتر نگفت...
قهوه تلخ...تماشاي برف از پشت پنجره...سومیشو آهسته دم گوشم گفت...
تايتانيكش غرق شده بود...
هر سه تاشون ميخواستن حال كنن...ولي راهشو نمي دونستن...
شايد كسي نبوده بهشون بگه با خدا هم ميشه حال كرد...
كاش يكي بهشون ميگفت اين رو هم تجربه كنن...
یکی از بهترین نعمت هایی که خداوند متعال به بعضی عنایت می فرماید این است که لذت مناجات و راز و نیاز با خود را به وی می چشاند.چه بسیار اشخاصی که شنیدن فرازی هر چند کوتاه از دعاهایی که از اهل بیت رسیده موجبات هدایت آنان را فراهم کرده است. در این دعا ها معانی بلندی نهفته است که دل هر عاشقی را واله و شیدا می کند. دعاهایی چون : ابوحمزه ثمالی جوشن کبیر کمیل مناجات خمس عشر مناجات مسجد کوفه و ... .در این شب های عزیز از خدا بخواهیم طعم عبادت و بندگی و ترک معصیت و لذت مناجات با خود را به ما عطا فرماید...
فرازی از دعای جوشن کبیر...
ای آنکه از مراد دل مشتاقانت آگاهی ای آنکه از ضمیر خاموشان با خبری
ای آنکه ناله خسته دلان را می شنوی ای آنکه گریه بندگان ترسان را می بینی
ای آنکه رواساختن حاجات نیازمندان بدست اوست ای آنکه عذر توبه کنندگان را می پذیری
ای آنکه عمل مفسدان را (به زور) اصلاح نمیکنی ای آنکه پاداش نیکوکاران را ضایع نمی گردانی
ای آنکه از قلوب عارفان دور نیستی ای بخشنده ترین بخشندگان


نمی دانم آیا این نوشته ها را کسی می خواند یا نمی خواند؟
نمی دانم تو که به این صفحه می آئی، به چیزی می اندیشی یا نمی اندیشی؟
نمی دانم ما که مدام از انتظار سخن می گوئیم، واقعا منتظریم یا منتظر نیستیم؟
فقط می خواهم بگویم که دوباره فکر کنیم و حرفی که عمل نمی کنیم را فریاد نزنیم. خداوند می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید، چرا حرفی را می زنید که عمل نمی کنید.
چرا ما ادعائی می کنیم که عمل نمی کنیم. ما کجا منتظر او هستیم؟
نگارنده : امیدرضا کربلائی

گفتم دوستت دارم....گفت:" دروغ مي گويي! "
گفتم عاشقت هستم....گفت:"دروغ مي گويي! "
گفتم بي تو ميميرم....گفت:"دروغ مي گويي! "
هديه گرانقيمتي را تقديمش كردم....چشم هاش برقي زد و گفت:
" شوخي كردم.....من هم دوست دارم......"
گفتم :" ...............دروغ مي گويي.............."

دوستان و عزيزان گرامي سلام
اين قسمت رو گذاشتم براي دعاها و مناجاتهاي شما دوستان عزيز
لطفا در اين قسمت دعاها و مناجات هاي خودتون رو با خدا در بخش نظرات بنويسيد
به حق شب قدر ، انشاء الله كه خواسته ها و حاجات ما برآورده به خير بشه
تو را شكر مي كنم كه از پوچي ها، ناپايداري ها، خوشي ها و قيد و بندها آزادم كردی و مرا در طوفانهای خطرناك حوادث رها ننمودی، و درغوغای حيات، در مبارزه با ظلم و كفر غرقم كردی، لذت مبارزه را به من چشاندی، مفهوم واقعی حيات را به من فهماندی...
فهميدم كه سعادت حيات در خوشی و آرامش و آسايش نيست، بلكه در جنگ و درد و رنج و مصيبت و مبارزه با كفر و ظلم و بالاخره در شهادت است.
خدايا تو را شكر مي كنم كه به من نعمت " توكل " و " رضا" عطا كردی ، و در سخت ترين طوفانها و خطرناكترين گردابها، آنچنان به من اطمينان و آرامش دادی كه با سرنوشت و همه پستی ها و بلنديهايش آشتي كردم و به آنچه تو بر من مقدر كرده ای رضا دادم .
خدايا در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی، تو در كوير تنهايی انيس شبهای تار من شدی ، تو در ظلمت نااميدی ، دست مرا گرفتی و كمك كردی ... كه هيچ عقل و منطقی قادر به محاسبه پيش بينی نبود،
تو بر دلم الهام كردی و به رضا و توكل مرا مسلح نمودی، و در ميان ابرهای ابهام و در مسيری تاريك مجهور و وحشتناك مرا هدايت كردی.
از مناجاتهای شهيد بزرگوار دكتر مصطفي چمران
................................................................
و در آخر ...
خدايا عقيده ام را از دست عقده ام مصون بدار .
خدايا به من قدرت تحمل عقيده مخالف را ارزانی کن .
خدايا شهرت ، منی را که ميخواهم باشم قربانی منی که می خواهند باشم نکند.
خدايا به هر که دوست می داری بياموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر می داری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر .
دكتر علي شريعتي
سلام
بعضی دوستان درخواست خاطره از شهدا داشتند اين هم خاطره ای از شهيد باکری:

در بارندگی های اردیبهشت ماه سال پنجاه و نه اصلا خودش را کنار نکشید.آب جمع شده بود پشت پل . دیدم آقا مهدی رفته آستینش را زده بالا دارد آشغالها و لجن ها را بیرون می کشد تا راه آب باز شود. رفتم گفتم : آقا مهدی چکار می کنی؟؟.بذار برم کارگر صدا بزنم. گفت : شهردار و کارگر ندارد که. این پل باید باز شود. که به دست من هم می تواند باز شود.
بخشش ، يک خيابان دو طرفه است . هر بار کسی را می بخشيم ، خود را نيز می بخشيم . اگر نسبت به ديگران تسامح کنيم ، پذيرش اشتباه های خودمان آسان تر است . بدين ترتيب ، بدون گناه يا تلخی ، می توانيم بهتر بسوی زندگی راه يابيم .
هنگامی که به خاطر ضعف بگذاريم نفرت ، حسادت و عدم تسامح در پيرامون ما ارتعاش يابد ، سرانجام اين ارتعاشات ما را می بلعند .
.................................................................................

بستن وسوسه هاي شيطان
شيطان هيچ قصدي ندارد , مگر اينكه انسان را از خدمت نمودن و عبادت مولايش باز دارد بنابر اين اگر از شيطان فرمانبرداري نمايد در دل او تاريكي بوجود مي آيد كه سبب قطع ياري خدا گرديده و موجب مي شود تا عبادت ديگري را نيز ترك كند تا جايي كه ياري خداوند كاملا قطع شده و به هلاكت جاويد دچار شود . مگر اينكه عنايت خداوند شامل حالش شده و از فرمانبرداري شيطان دست بردارد ,دلش با مخالفت با شيطان روشن شده و آنگاه به توفيق كاملي برسد .
مومن نبايد هيچ عمل خيري را گرچه بسيار كوچك باشد , كم شمرده و به خاطر كم بودن, آن را ترك نمايد كه زيان خواهم ديد , و هيچ عمل خيري را نيز نبايد بزرگ ببيند , چون گرفتار عجب مي گردد. نيز اگر نمي تواند آن را انجام بدهد به مقداري كه مي تواند آن را انجام داده و بعد از انجام , آن را در مقابل خدا كوچك ببيند . زيرا بنده هر عملي را كه انجام بدهد و آن را كوچك بداند , خداوند آن را بزرگ دانسته و شايد همين مطلب باعث شود كه خداوند متعال آن را قبول كند . و هنگامي كه عملي قبول شد كمي آن اهميتي نخواهد داشت . چون اگر خداوند عملي را از بنده اش قبول نمايد, گر چه كم باشد , پاداش زيادي به او خواهد داد . و اگر آن را قبول نكند . فايده اي براي او نخواهد داشت , گر چه زياد باشد . زيرا خداوند عمل كم آدم را قبول و اعمال زياد ابليس را رد نمود .
...................................................................................

ترجيح جانب اميدواري بر نا اميدي
در چنين اوقاتي كه خداوند در آن بيش از ساير اوقات درهاي رحمت خود را باز نموده , بندگان را تشويق به ذكر , عبادت و دعاي خود نموده و الطاف خاص خود را براي آنان تضمين نموده است بنده مراقب بايد جهت اميدواري را بيشتر در نظر گرفته و دستهاي آرزوي خود را به طرف كرم خداوند و بخششهاي فراوان او دراز كند . ولي شيطان در اين اوقات اسرار در ترجيح جهت ترس و نا اميدي دارد تا بدين وسيله مانع عمل بندگان گردد.
همه ماجرا از یادواره شهید زین الدین شروع شد. حاج حسین کاجی پشت میکروفون رفت تا خاطراتی از شهدا رو نقل کنه. اما لابه لای این خاطرات
از مادر شهید معماریان دعوت می کنم که تشریف بیارن و خودشون تعریف کنن و البته امانتی رو هم با خود بیارن..
مادر شهید از تو جمعیت بلند شد، حس کنجکاویم بیشتر شده بود که ایشون کین؟ و امانتی چیه؟ ...

| كى رفته اى ز دل كه تمنا كنم ترا؟ | كى بوده اى نهفته كه پيدا كنم ترا؟ | |
| غيبت نكرده اى كه شوم طالب حضور | پنهان نگشته اى كه هويدا كنم ترا | |
| با صد هزار جلوه برون آمدى كه من | با صد هزار ديده تماشا كنم ترا | |
| چشمم به صد مجاهده آئينه ساز شد | تا من به يك مشاهده شيدا كنم ترا | |
| بالاى خود در آئينه چشم من ببين | تا باخبر ز عالم بالا كنم ترا | |
| مستانه كاش در حرم و دير بگذرى | تا قبله گاه مؤمن و ترسا كنم ترا | |
| خواهم شبى نقاب ز رويت برافكنم | خورشيد كعبه ماه كليسا كنم ترا | |
| طوبى و سدره گر به قيامت بمن دهند | يكجا فداى قامت رعنا كنم ترا | |
| زيبا شود به كارگه عشق، كار من | هرگه نظر بصورت زيبا كنم ترا | |
| رسواى عالمى شدم از شور عاشقى | ترسم خدا نخواسته رسوا كنم ترا |
* * *

| جانى كه خلاص از شب هجران تو كردم | در روز وصال تو بقربان تو كردم | |
| خون بود شرابى كه ز ميناى تو خوردم | غم بود نشاطى كه به دوران تو كردم | |
| آهيست كز آتشكده سينه برآمد | هر شمع كه روشن به شبستان تو كردم | |
| اشكيست كه ابر ثره بر دامن من ريخت | هر گوهر غلتان كه به دامان تو كردم | |
| صد بار گزيدم لب افسوس به دندان | هر بار كه ياد لب و دندان تو كردم | |
| دل با همه آشفتگى از عهده برآمد | هر عهد كه با زلف پريشان تو كردم | |
| در حلقه مرغان چمن ولوله انداخت | هر ناله كه در صحن گلستان تو كردم | |
| يعقوب نكرد از غم ناديدن يوسف | اين گريه كه دور از لب خندان تو كردم |
* * *
| دلم از نرگس بيمار تو بيمارتر است | چاره كن درد كسى كز همه ناچارتر است | |
| من بدين طالع برگشته چه خواهم كردن | كه ز مژگان سياه تو نگون سارتر است | |
| گر تواش وعده ديدار ندادى امشب | پس چرا ديده من از همه بيدارتر است؟ | |
| هر گرفتار كه در بند تو مى نالد زار | مى برد حسرت صيدى كه گرفتارتر است | |
| عقل پرسيد كه دشوارتر از مردن چيست | عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است |
...او در پاسخ به سوال دیگری گفت نگاه عاشقانه به عالم ، نافی نگاه عاقلانه به عالم نیست بلکه بی آن که آن را نفی کند از آن فراتر میرود و به آن عمق میبخشد...

هر چه گويم عشق را شرح و بيان
چون به عشق آيم خجل باشم از آن
گرچه تفسير زبان روشن گر است
ليك عشق بى زبان روشنتر است
چون قلم اندر نوشتن مىشتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت
از عشق چه توان گفت که نه گفتنی است و نه شنيدنی! ذوقی است چشيدنی و يافتنی است نه يافتن مصطلح !
بلکه آمدنی است و آنگاه است که عاشق بدنبال يافتن اشارات و بشارات معشوق با قدم سر ! راه می پيمايد و هرگز به هيچ چيز
جز ساحت مقدس معشوق نمی انديشد.
که عاشقی فرموده است: گر عشق نباشد به چه کار آيد دل
|
زندگی نامه شهيد احمد متوسليان | |
|
حاج احمد متوسليان که بود؟
تولد و كودكی فعاليت سياسي – مذهبي مبارزه با ضدانقلاب در كردستان ويژگيهاي اخلاقي نحوه اسارت ... در ادامه مطلب بخوانید |

بدون احساس کمترین خجالت
به پهنای صورت گریستن را دوست دارم...

مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره مصاحبهش کرد و تمیز کردن زمین رو به عنوان نمونه کار دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرمهای مربوطه رو واسهتون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین
مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم
رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین. و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمیتونه داشته باشه
مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد. نمیدونست با تنها 10 دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق 10 کیلویی گوجهفرنگی بخره. یعد خونه به خونه گشت و گوجهفرنگیها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایهش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهمید میتونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه، و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد. به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت
5 سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خردهفروشان امریکاست. شروع کرد تا برای آیندهی خانوادهش برنامهربزی کنه، و تصمیم گرفت بیمهی عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبتشون به نتیجه رسید، نمایندهی بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.»
نمایندهی بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بیارین. میتونین فکر کنین به کجاها میرسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟
مرد برای مدتی فکر کرد و گفت: آره! احتمالاً میشدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت.
یک شرکت ویژه خدمت رسانی در فرودگاه اسکای هاربور آریزونای آمریکا با داشتن حجاب کارکنان محجبه خود موافقت کرد .

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری زنان ایران "ایونا" ، زن محجبه سومالیایی تبار ساکن آمریکا پس از اعتراض های فراوان، توانستند موافقت مسئولان شرکت "جی سی ای سیرویس" ویژه خدمت رسانی به فرودگاه اسکای هاربور آریزونا را برای داشتن حجاب در محل کار بگیرند.
بنابر این گزارش ،حکیم عثمان از مسئولان هیئت سومالی در آریزونا گفت: کارکنان سومالیایی تبار برای داشتن پوشش رسمی جدید فرودگاه اعلام نگرانی کردند که با ارسال نامه به شرکت این مشکل رفع شد.
گفتنی است از ماه گذشته تاکنون کارکنان محجبه پس از موافقت شرکت موفق به داشتن حجاب در محل کار خود شدند .
کدخبر : 87062108

يك زن محجبه ترك كه براي ثبت نام در دانشكده الهيات دانشگاه "چوكوراوا" مراجعه كرده بود به خاطر داشتن حجاب نتوانست در دانشگاه ثبتنام كند.
گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "سون سايفا"ي تركيه ، "سميه گل" كه در دانشكده الهيات دانشگاه "چوكوراوا" قبول شده براي ثبتنام به اين دانشكده مراجعه كرد اما مسئولين دانشكده با مشاهده حجاب، به اين خانم اجازه ثبتنام ندادند.
اين گزارش حاكي است خانم "سميه گل" كه عليالرغم هشدارهاي مسئولين حجاب خود را حفظ كرد در پايان بدون اينكه در دانشكده ثبت نام كند با چشمان گريان از محل ثبتنام دور شد.
در اين ميان خانم "گل" كه از اين اقدام مسئولين دانشكده بهتزده شده بود در تماس تلفني به پدر خود گفت: اينطوري كه نميشود. اين يك ناحقي بزرگ است. از "الازيغ" آمديم، در دانشگاه فرات اينچنين نيست.(مسئولين) بعد از ثبتنام ميتوانند دخالت كنند.
در همين حال پدر گل گفت: اين نقض حقوق است. حق و حقوقي در كار نيست. اگر به عنوان يك مسيحي مراجعه كنم چيزي نميگويند اما وقتي به عنوان يك مسلمان مراجعه ميكنيم نمي توانيم ثبتنام كنيم.
آیا ما نمی توانیم در دانشگاهمان قانونی اجرا کنیم که فقط دختران با حجاب اسلامی بتوانند ثبت نام کنند ....

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:
می آید من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنوم و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارم.
سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.
گنجشک گفت لانه ای کوچکی داشتم آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام.تو همان را هم از من گرفتی این طوفان بی موقع چه بود؟
چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟
و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست.سکوتی در عرش طنین انداز شد و فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود.خواب بودی,باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.گنجشک خیره در خدایی خدا ماند بود.
خدا گفت که چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دفع کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی.
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.ناگهان چیزی درونش فرو ریخت.های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.
گفت : جایی که میری مردمی داره که میشکننت٬ نکنه غصه بخوری ٬
من همه جا باهاتم...
تو تنها نیستی ٬ تو وجودت عشق می زارم که بگذری ٬
قلب می زارم که جا بدی٬ اشک میدم که همراهیت کنه و ...
مرگ ...
که بدونی برمی گردی پیشم.

..............................................................................
به کعبه گفتم:
تو از خاکی منم خاک چرا باید به دور تو بگردم
ندا آمد..
تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم
درحالی که قیمت مواد غذایی رو به افزایش گذاشته و بسیاری از مردم نمیتوانند نیازهای خود را تأمین کنند اقلیت مسلمان فرانسه میان فقرا و افراد بیخانمان در طول ماه مبارک رمضان غذای رایگان توزیع میکنند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، علی حسنی از داوطلبان مسلمان برای یک گروه غیرانتفاعی که برگزار کننده این رویداد با عنوان ” سوپ برای همه” بودند گفت: افراد بسیاری این روزها نمیتوانند معاش خود را تأمین کنند اما شما هرگز متوجه این امر نمیشوید.
این گروه با برگزاری چادری در شهر ادمونت میشل در پاریس از صدها نفر پذیرایی کردند. این رویداد که با هدف کمک به نیازمندان از سوی مسلمانان فرانسه هر سال در طول ماه مبارک رمضان برگزار میشود، برای نخستین بار در سال ۱۹۹۲ برگزار شد.

چه بسا دور، كه از نزديك نزديك تر،
و چه بسا نزديك، كه از دور دورتر است...
التماس دعا
این ها آرزوهایی است که بشر همیشه داشته ٬ از آن زمان که حاکمان زورگو زمین های کشاورزی را غصب می کردند گرفته تا حال که دولت های زورگو... ٬ ولی هیچ گاه شرایط تشکیل حکومت عدل جهانی به وجود نیامد اما این نوید داده شده که : «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمة و نجعلهم الوارثین» آن هم توسط آخرین امام شیعیان حضرت مهدی (عج)
اما این عقیده مخصوص شیعیان نیست گر چه اختلافاتی در این زمینه بین ادیان وجود دارد.بعضی از فرق مسلمین معتقدند که این منجی هنوز به دنیا نیامده٬مسیحیان او را مسیح موعود می نامند٬یهودیان او را سرور میکاییلی می خوانند و زردشتیان وی را ایرانی دانسته و از او به سوشیانس یاد می کنند.در قرآن و انجیل و تورات و جاماسب نامه به منجی آخر الزمان بشارت داده شده که هیچ٬حتی در کتاب های مقدس براهمه و بوداییان نیز می توان این موضوع را یافت.خلاصه اینکه همه ادیان عقیده دارند که در یک عصر تاریک و بحرانی که فساد و بیدادگری همه جا را فرا می گیرد یک نجات دهنده بزرگ جهانی طلوع می کند و به واسطه نیروی فوق العاده غیبی و الهی اوضاع آشفته جهان را اصلاح می کند.
